غذای بیف استرو گانف

سه شنبه 26 شهریور 1392 04:06 ب.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

 

 

گوشت 300 گرم  .  قارچ 100 گرم  .  خامه 200 گرم  .  چیپس خلالی مقدار لازم

پیاز 2 عدد  .  آرد 1 قاشق غذاخوری  .  شیر 1/2 لیوان  .  نمک و فلفل مقدار لازم

 


 

طرز تهیه : قابلمه را روی حرارت متوسط قرار دهید ، کمی روغن داخل قابلمه بریزید سپس پیازهای خلالی خرد شده را در روغن داغ بریزید و تفت دهید تا نرم شود.

 

گوشت ها را باریک و به طول یک انگشت خرد کنید و به پیاز اضافه نمایید و تفت دهید تا رنگ گوشت تغییر کند سپس 2 لیوان آب اضافه کنید و با حرارت ملایم اجازه دهید گوشت بپزد و نرم شود و آب آن تمام شود.

 


 

پس از اینکه آب گوشت تمام شد قارچ های خرد شده را اضافه کنید و با حرارت متوسط تفت دهید تا آب غذا کشیده شود سپس مخلوط شیر ، آرد ، نمک و فلفل اضافه کنید و کمی تفت دهید و از روی حرارت بردارید.

 

بیف استروگانف را با خامه مخلوط کنید و در ظرف بکشید و با چیپس خلالی تزیین کنید ، بیف استروگانف را میتوانید همراه با اسپاگتی ، نان یا برنج سرو کنید ( در صورت تمایل بجای چیپس خلالی از سیب زمین سرخ شده استفاده کنید ).



آخرین ویرایش: سه شنبه 26 شهریور 1392 06:17 ب.ظ

 

جشن سده در ایران باستان

دوشنبه 25 شهریور 1392 06:52 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

 

جشن سَده، یکی از جشن‌های ایرانی، است که در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه یعنی آبان روز از بهمن ماه برگزار می‌شود.


    آیین‌ها[ویرایش]

    در دهمین روز یا آبان روز از بهمن ماه با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، این جشن آغاز می‌شود.[نیازمند منبع]

    زرتشتیان تهران[۱]، کرج[۲]، استان یزد[۳][۴] و روستاهای اطراف میبد[۵] و اردکان، کرمان[۶] و روستاها، اهواز، شیراز[۷]، اصفهان[۸]، اروپا (سوئد)[۹] و آمریکا (کالیفرنیا)[۱۰] و استرالیا[۱۱] با گردآمدن در یک نقطه از شهر یا روستا در کنار هم آتشی بسیار بزرگ می‌افروزند و به نیایش خوانی و سرودخوانی و پایکوبی می‌پردازند.

    این جشن در تقویم جدید زرتشتیان مصادف با مهر روز از بهمن‌ماه شده حال آنکه ابوریحان بیرونی و دیگر منابع آنرا آبان روز گزارش کرده‌اند.[۱۲]

    معنای واژه سده[ویرایش]

    جشن سده سال ۱۳۸۱ در کوشک ورجاوند

    بعضی دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد می‌دانند. ابوریحان بیرونی می‌نویسد: «سده گویند یعنی صد و آن یادگار اردشیر بابکان است و در علت و سبب این جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، میان آن و آخر سال عدد صد بدست می‌آید و برخی گویند علت این است که در این روز زادگانکیومرث - پدر نخستین - درست صدتن شدند و یکی از خود را بر همه پادشاه گردانیدند و برخی برآنند که در این روز فرزندان مشی و مشیانه به صد رسیدند و نیز آمده: “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در این روز به صد رسید. ”»
    نظر دیگر اینکه سده معروف، صدمین روز زمستان از گاه‌شماری میترایی است. در تقویم کهن ایرانیان مهرآیین زمستان ۱۵۰ روزه و تابستان ۲۱۰ روزه بوده‌است. از ابتدای زمستان (اول آبان ماه) تا ۱۰ بهمن که جشن سده‌است صد روز، و از ۱۰ بهمن تا نوروز و اول بهار ۵۰روز و ۵۰شب بوده‌است. و به علت اینکه از این روز به بعد انسان به آتش دست پیدا کرده‌است شب هم مانند روز روشن و گرم و زنده‌است شب‌ها هم شمرده می‌شوند.
    یکی دیگر از دلایل گرامی‌داشت این شب این است که ایرانیان دو ماه میانی زمستان را، همان دی و بهمن را، بسیار سخت و هنگام نیرومند گشتن اهریمن می‌دانستند و برای پایان یافتن این دوماه نیایش‌های ویژه‌ای برگزار می‌کردند. از شب چله که چله بزرگ نیز نامیده می‌شد و در آن مهر برای مبارزه با اهریمن دوباره زاده شده بود تا شب دهم بهمن ماه که جشن سده و چله کوچک نامیده می‌شد برابر ۴۰ روز است. و به سبب اینکه آتش (مظهر گرما و نور و زندگی) در روز سده کشف شده بود و وسیله دیگری برای مبارزه با اهریمن و بنا بر آیین باعث روشنایی شب مانند روز شد از شب چله کوچک تا اول اسفند ۲۰ روز و ۲۰ شب (جمعا چهل شب و روز) است.
    یکی از نشانه‌های پیوند این دو پدیده مراسمی است که در بین عشایر سیرجان و بافت برگزار می‌شود:
    شب دهم بهمن آتش بزرگی بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده که نشان چهل روز “چله بزرگ” است در میدان ده برمی افروزند و می‌خوانند:
    سده سده دهقانی/ چهل کنده سوزانی/ هنوز گویی زمستانی
    و برخی گفته‌اند که این تسمیه به مناسبت صد روز پیش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.
    مهرداد بهار در کتاب «پژوهشی در فرهنگ ایران» و برخی دیگر در کتاب یاد شده بالا، بر این باورند که سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد ۱۰۰ ندارد. عدد «سد» به شکل «صد» معرب شده‌است در حالیکه واژه «سده» به شکل «سذق» معرب شده‌است.
    اگر نخستین روز زمستان را (روز پس از شب یلدا) تولد دیگری برای خورشید یا مهر بدانیم، می‌توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین کهن و زنده ایرانی دانست. (در همه استان‌های کشور و سرزمین‌های ایرانی نشین، برگزاری مراسم جشن دهم و چهلم کودک دیده می‌شود) و این واژه “sada” (اسم مونث) که به معنی پیدایی و آشکار شدن است، در ایران باستان sadok و در فارسی میانهsadag بوده و واژه عربی سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده‌است. روایت‌هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می‌کنند، همگی از ساخته‌های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده‌اند.

    سده از دیدگاه اساطیری[ویرایش]

    از اسطوره‌های جشن سده تنها یکی به پیدایش آتش اشاره دارد. فردوسی می‌گوید: «هوشنگ پادشاه پیشدادی، که شیوه کشت و کار، کندن کاریز، کاشتن درخت … را به او نسبت می‌دهند، روزی در دامنه کوه ماری دید و سنگ برگرفت و به سوی مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگها جرقه‌ای زد و آتش پدیدار شد.» هم در کتاب “التفهیم” و هم “آثارالباقیه” ابوریحان، از پدید آمدن آتش سخنی نیست بلکه آنرا افروختن آتش بر بامها می‌داند که به دستور فریدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده‌است که: «آفریدون همان روز که ضحاک بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسندیدند و از جهت فال نیک، آن روز را جشن کردندی و هر سال تا به امروز، آیین آن پادشاهان نیک عهد را در ایران و دور آن به جای می‌آورند.»

    سده از دیدگاه تاریخی[ویرایش]

    داستان پدیدآمدن آتش و بنیاد نهاندن جشن سده در شاهنامه بدین گونه آمده‌است که هوشنگ با چند تن از نزدیکان از کوه می‌گذشتند که مار سیاهی نمودار شد. هوشنگ سنگ بزرگی برداشت و به سوی آن رها کرد. سنگ به کوه برخورد کرد و آتش از برخورد سنگ‌ها برخاست.[۱۳] به گفته فردوسی:

    بر آمد به سنگ گران سنگ خردهم آن و هم این سنگ گردید خرد
    فروغی پدید آمد از هر دو سنگدل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
    جهـاندار پیش جهان آفریننیایش همی کرد و خواند آفرین
    که اورا فروغی چنین هدیه دادهمین آتش آن گاه قبله نهاد
    یکی جشن کرد آنشـب و باده خوردسده نام آن جشن فرخنده کرد

    به نوشته مورخانی همچون بیرونی، بیهقی، گردیزی جشن سده یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان است که در دوران اسلامی، تا اواخر دوران خوارزمشاهیان و حمله مغول دوام آورد و هم سلاطین و امیران و هم مردم عادی این جشن را به‌پا می‌داشتند. مشهورترین و بزرگترین جشن سده در زمان مردآویج در سال ۳۲۳ هجری در اصفهان برگزار شده‌است و چنان‌که در تاریخ بیهقی آمده‌است جشن سده دیگری که به یاد مردم مانده، جشنی است که در زمان سلطان مسعود غزنوی در سال ۴۳۰ هجری برگزار شد. [۱۴] به هر روی، ماندگاری سده در فرهنگ ایرانی بسیار مرهون اقوام گوناگون ایرانی است. کرمان، در هشتاد سال گذشته مهد برگزاری سده بوده‌است و همه ساله باشکوه‌ترین جشن سده نیز در آن جا توسط همه مردم برگزار می‌شود. در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، زرتشتیان این جشن را با روشهای تازه‌ای که سابقه تاریخی ندارد، برپا می‌کنند. روح‌الامینی، که خود کرمانی است، درباره برگزاری سده در کرمان می‌گوید: «کرمانی‌ها این جشن را باشکوه‌تر از مناظق دیگر برگزار می‌کنند. هنوزهم در کرمان رسم است که کشاورزان از خاکستر آتش بر زمین‌هاشان می‌پاشند، زیرا عقیده دارند که خاکستر آتش سده به زمین برکت می‌دهد.» او ادامه می‌دهد: «در گذشته‌های نه چندان دور این مراسم در پشت‌بام‌ها برگزار می‌شد. این جشن جمعی و همگانی است. هیچ گاه این مراسم پنهانی و در خفا انجام نمی‌شده و همواره با حضور تعداد زیادی از مردم در بیابان‌ها و دشت‌ها برپا می‌شده‌است. هنوز هم در کرمان در روز جشن سده، مدارس را تعطیل می‌کنند.»
    به رغم گذشت هزاران سال از برگزاری نخستین سده، امروزه تغییرات محسوسی در برگزاری این جشن به وجود نیامده‌است. دکتر روح‌الامینی که تغییرات آیین‌ها را در طول زمان پیگیری می‌کند، معتقد است این آیین آن قدر قوت داشته که موفق به حفظ خود شده و با اشاره به خاطره‌ای می‌گوید: «حتی در زمان جنگ ایران و عراق با آنکه از شکوه جشن سده کم شده بود، ولی باز هم مردم در روز دهم بهمن دور هم در بداق آباد کرمان (باغی که تا چند سال پیش معمولاً سده را در آن جشن می‌گرفتند) جمع می‌شدند. از آن جا که سده را آتش می‌زنند، به این جشن سده‌سوزی هم می‌گویند. روح‌الامینی از ماجرای سده‌سوزی کرمان در سال‌های دهه چهل شمسی روایت جالبی تعریف می‌کند: «نزدیک غروب دو موید، لاله به دست، با لباس سفید از باغچه بیرون آمده، زمزمه‌کنان به سده نزدیک می‌شوند و از سمت راست سه بار گرد آن می‌گردند. سپس این خرمن هیزم را با شعله لاله‌ها از چهار سو آتش می‌زنند. ساعت‌ها طول می‌کشد تا شعله‌ها و حرارت آتش فروکش کند و مردم، بویژه نوجوانان و جوانان بتوانند برای پریدن از روی آتش به بوته‌های پراکنده نزدیک شوند. در گذشته اسب‌سوارانی که منتظر فروکش کردن شعله‌ها بودند، زودتر از دیگران خود را به آب و آتش زده و هنرنمایی می‌کردند. کشاورزان می‌کوشیدند مقداری از خاکستر سده را بردارند و به نشانه پایان یافتن سرمای زمستان، گرما را به کشتزار خود ببرند. شرکت‌کنندگان کم کم به خانه برمی‌گشتند، ولی جوانانی که تا نیمه‌های شب پیرامون سده می‌ماندند، کم نبودند.» در این شب ستاره گرما به زمین می‌آید.

    سده از دیدگاه دینی[ویرایش]

    روشن کردن آتش جشن سده سال ۱۳۸۹ توسط موبدان زرتشتی

    این جشن به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. نوری که از خداوند جداست و از خداوند جدا هم نیست.[۱۵] چنانکه از کتاب‌ها و اسناد تاریخی برمی‌آید جشن سده جنبه دینی نداشته و تمام داستان‌های مربوط به آن غیردینی است و بیشتر جشنی کهن و ملی به شمار می‌آید و وارث حقیقی جشن سده نه تنها ایرانیان و آریایی‌ها بلکه میراثی است که به بسیاری از کشورهای همسایه ایران نیز راه یافت.

    امروزه این جشن بین بسیاری از زرتشتیان ایران و خارج از ایران رواج گسترده دارد. صادق هدایت در سال‌های جوانی خود از جشن سدهزرتشتیان کرمان دیدن و چنین گزارش می‌کند: «سده‌سوزی جشنی است که هنوز زرتشیتان کرمان به یادگار جمشید و آیین‌های ایران باستان می‌گیرند و برای این کار موقوفاتی در کرمان در نظر گرفته‌اند. پنجاه روز به نوروز خروارها بوته و هیزم درمنه در گبر محله باغچه بوداغ‌آباد گرد می‌آورند. جنب این باغچه خانه‌ای هست مسجد مانند و موبدان موبد از بزرگان شهر و حتا خارجی‌ها را دعوت شایانی می‌کنند. در این آیین نوشیدنی و شیرینی و میوه زیاد چیده می‌شود و اول غروب آفتاب دو نفر موبد دو لاله روشن می‌کنند و بوته‌ها را با آن آتش می‌زنند و سرود ویژه می‌خوانند هنگامی که آتش زبانه می‌کشد همهٔ میهمانان که بیش از چندین هزار نفر می‌شوند با فریادهای شادی دور آتش می‌گردند و این ترانه را می‌خوانند:

    سد به سده، سی به گله    پنجاه به نوروز
    

    نوشیدنی می‌نوشند و میان هلهلهٔ شادی جشن تمام می‌شود».[۱۶]

    در بسیاری از نقاط مرکزی ایران مانند کرمان جشن سده یا سده سوزی در بین تمامی اقشار مردم کرمان از مسلمان (شیعه و سنی)،زرتشتی، مسیحی، یهودی و... به عنوان جشنی ملی رواج دارد.

    آیین جشن سده[ویرایش]

    حکیم عمر خیام در کتاب نوروزنامه مینویسد:
    «هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می‌آورند، بعد از آن به امروز، زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را بر پا می‌داشتند.»
    هر چند نوشته شده‌است که مرد آویج زیاری به سال ۳۲۳ هجری (صده دهم میلادی) این جشن را در اصفهان با شکوه برگزار کرد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشن‌های سده در برابر سلطان محمود قصیده‌ای درباره سده خواند که آغاز آن این است:

    سده جشن ملوک نامداراستزافریدون و از جـم یادگار است

    در ایران باستان و در میان زرتشتیان ایران، این جشن نزدیک غروب آفتاب، باآتش افروزی آغاز می‌شود و امروز هم با همان سنت کوه‌هایی از بوته و خارو هیزم در بیرون شهر فراهم شده، در حالی که موبدان لاله به دست اوستا زمزمه می‌کنند، بوته‌ها را روشن کرده و مردمی که در آن جا جمع شده‌اند نماز آتش نیایش خوانده، این مراسم به وسیلهٔ انجمن زرتشتیان کرمان سده هاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتی و مسلمان، کلیمی در آن جا گرد آمده و در شادی شرکت می‌کنند در تهران این جشن بیست و پنج سال است که با شکوه وسیله سازمان فروهر در باغ (کوشک) ورجاوند برگزار می‌شود. در شیراز پنج سال این جشن به همت همسرم پریچهر (همسر دکتر فرهنگ مهر) و با یاری زرتشتیان، آرتشیان و مردم شیراز، برابر کعبه زرتشت، نزدیک تخت جمشید برگزار می‌شود.[۱۷]


    آخرین ویرایش: دوشنبه 25 شهریور 1392 06:56 ق.ظ

     

    جملات زیبا در باره تنهایی

    جمعه 22 شهریور 1392 08:43 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    گیله مرد میگفت : نداشته ها و تنهایی های کوچک با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند ؛

    نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ ، فقط با خدا ...

    مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد و وقت انسانها برایمان کم ...

    شکر که خدا هست و او جبران تمام دلتنگی ها و مرهم تمام زخمهاست ...

    هر وقت دلت خواست ، مهمانش کن در بهترین جایی که او می پسندد ، در قلبت ...

    و به دستان خالی ات نگاه نکن ، تو فقط خانه ی دلت را سخت است حرفت را نفهمند،


    سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

    حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

    وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

    اشتباهی هم فهمیده اند.



    آخرین ویرایش: جمعه 22 شهریور 1392 08:48 ق.ظ

     

    خواص دارویی استویا

    پنجشنبه 21 شهریور 1392 04:59 ب.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     
    داروهای گیاهی -  برگ‌های استویا حاوی موادی به نام استویوزید و ربودیوزید A می‌باشد. این ترکیبات شیرین کننده‌های طبیعی هستند.
    استویا
    استویا (stevia) یک گیاه بومی آمریکای جنوبی است که امروزه در کشورهای مختلف اروپایی کشت و مصرف می‌شود. خوشبختانه کشت این گیاه چند سالی است که در زمین‌های شهرهای شمالی ایران نیز شروع شده است. استویا یک گیاه با قدرت شیرین کنندگی بسیار قوی می‌باشد که می‌تواند یک جایگزین مناسب برای قندهای تصفیه شده باشد. این گیاه همیار لاغری است، فشار خون را کاهش می‌دهد، با دیابت و قند خون بالا مقابله می‌کند. برای آشنایی با این شیرین کننده صد در صد طبیعی با ما همراه باشید.
     استویا و لاغری
    برگ‌های استویا حاوی موادی به نام استویوزید و ربودیوزید A می‌باشد. این ترکیبات شیرین کننده‌های طبیعی هستند. برای همین هم برای لاغری بسیار مفیدند. به خاطر اینکه ترکیبات موجود در این گیاه کالری نداشته و حدود 300 برابر شیرین‌تر از قند ساکاروز هستند. البته توجه داشته باشید که صرف مصرف این گیاه و یک شبه لاغری ممکن نخواهد بود. برای خوش اندامی باید یک رژیم غذایی مناسب داشته باشید و ورزش کنید.
     استویا برای مقابله با دیابت
    شیره‌ی برگ‌های استویا شیرین کننده‌ی صد در صد طبیعی است. ترکیبات موجود در این گیاه میزان گلوکز را پایین نمی‌آورند اما شاخص گلیسمی بسیار پایینی در حد هیچ دارند. در واقع گیاه استویا باعث بالا رفتن انسولین نمی‌شود. بهتر است عصاره‌ی استویا جایگزین قند شود. البته قبل از هر کاری اول با پزشک خود مشورت کنید.
     استویا فشارخون را کاهش می‌دهد
    برگ‌های استویا حاوی موادی به نام استویوزید هستند. نتایج پژوهش‌های متعددی که روی حیوانات آزمایشگاهی انجام شده نشان می‌دهد که این ترکیب می‌تواند باعث افزایش قطر رگ‌ها شود. برای همین هم خون به راحتی در رگ‌ها جریان می‌یابد. در سال 2003 در چین، پژوهشی روی 168 بیماری فشار خونی انجام شد. نیمی از شرکت کننده ها روزانه 3 عدد کپسول 500 میلی گرمی استویوزید مصرف کردند (به مدت 3 سال) و گروه دیگر پلاسبو یا همان دارونما دریافت کردند. بررسی‌ها نشان داد که فشار خون سیستولیک (عدد بزرگ‌تر) گروه اول از 150 به 140 mmHg رسیده است و فشار خون دیاستولیک شان (عدد کوچک‌تر) از 95  به 89 mmHg کاهش یافته است. اما تغییر قابل مشاهده ای در وضعیت گروه دوم که دارونما مصرف کرده بودند دیده نشد. البته توجه داشته باشید که استویوزید هنوز به عنوان دارو برای کاهش فشار خون بالا تجویز نمی‌شود. اما افرادی که فشار خون نرمالی دارند می‌توانند از آن استفاده کنند.
     استویا و خداحافظی با پوسیدگی دندان‌ها
    عصاره‌ی گیاه استویا حاوی ترکیبات بسیار شیرینی است که در عین حال باعث پوسیدگی دندان نمی‌شود. علاوه بر این استویوزید موجود در این گیاه عملکردی مشابه با فلور دارد و به طور چشمگیری از پیشرفت جرم‌های دندان پیشگیری می‌کند. برای همین این گیاه بهترین جایگزین برای قند به شمار می‌آید.
     استویا برای مقابله با فشار خون بالا
    این گیاه برای افرادی که از فشار خون بالا رنج می‌برند بسیار مفید است. استویوزید میزان قند خون را کاهش می‌دهد و حساسیت به انسولین را بالا می‌برد. انسولین هورمونی است که برای کنترل میزان قند خون ترشح می‌شود.
    توصیه می‌شود افرادی که فشار خون بالا دارند به جای قند و غذاهایی که با شکر سفید تهیه می‌شود عصاره‌ی استویا مصرف کنند. البته توصیه می‌کنیم اول با پزشکتان مشورت کنید.
     استویا در محصولات آرایشی بهداشتی
    در بعضی از کشورها از عصاره‌ی استویا در ترکیبات محصولات آرایشی بهداشتی نیز استفاده می‌کنند. این گیاه به خمیر دندان طعم شیرینی می‌دهد و جلوی پوسیدگی دندان‌ها را نیز می‌گیرد.
     چگونه این گیاه را تهیه کنیم؟
    این گیاه چند سالی است که در شهرهای شمالی کشورمان کشت می‌شود. این محصول به صورت برگ‌های خشک بسته‌بندی شده و همچنین عصاره به فروش می‌رسد. از عصاره‌ی این گیاه برای تهیه انواع کیک‌ها، مربا، گز و غیره استفاده می‌شود. به خاطر اینکه این گیاه چندین برابر شیرین‌تر از ساکاروز می‌باشد. برگ‌های خشک شده‌ی آن به صورت دم کرده مصرف می‌شود. توجه داشته باشید که عصاره‌ی این گیاه تا یک یا دو ماه بعد از تولید قابل مصرف است؛ و دیابتی‌ها می‌توانند آن را جایگزین قند کنند. برگ‌های خشک استویا در انجمن‌های دیابتی‌ها وجود دارد. این گیاه به صورت برگ خشک بسته بندی شده و عصاره در شهرهایی مانند رشت، اصفهان، مازندران و احتمالاً تهران نیز به فروش می‌رسد. امیدواریم روزی برسد که این گیاه بین مردم جایگاه خود را پیدا کند و در تهیه‌ی نوشابه ها، شیرینی‌جات و کلاً محصولات غذایی شیرین استفاده شود. می‌توانید سری به عطاری‌های شهرتان بزنید و سراغ این گیاه را بگیرید
    آخرین ویرایش: - -

     

    اطلاعاتی در باره بیماری ام-اس

    پنجشنبه 14 شهریور 1392 06:22 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    بیماری ام اس یا multiple sclerosis (MS) یک بیماری عصبی شایع می باشد. این بیماری عصبی غالبا افراد 20 تا 40 سال را درگیر می کند.


    بیماری ام اس

    اگر به تازگی شما و یا یکی از دوستانتان به این بیماری مبتلا شده اید، این کارها را انجام دهید:

     

    1- اطلاعات خود را درباره این بیماری بالا ببرید.

    MS یک بیماری خود ایمنی مزمن می باشد که اثر خود را روی سیستم اعصاب مرکزی نشان می دهد.

     

    زمانی که سیستم ایمنی بدن به میلین حمله می کند، MS ظاهر می شود. میلین، غلاف محافظت کننده از فیبرهای عصبی در مغز و نخاع می باشد. میلین تخریب می شود و برخی اعصاب زمینه ای آسیب می بینند.

     

    پزشک می تواند آخرین اطلاعات در مورد این بیماری را به شما بدهد.

     

    2- بیماری MS به آسانی تشخیص داده نمی شود.

    بسیاری از آزمایشات برای تشخیص وجود دارد، از جمله: ام آر آی و تجزیه و تحلیل مایع نخاع.

    در طی مدت کمتر از یک ماه، این تخریب عصبی صورت می پذیرد.

    زمانی که سیستم ایمنی بدن به میلین حمله می کند، MS ظاهر می شود. میلین، غلاف محافظت کننده از فیبرهای عصبی در مغز و نخاع می باشد

    3- علائم بیماری MS را بشناسید.

    علائم این بیماری شامل:

    بی حسی

    تاری دید

    عدم تعادل بدن

    هماهنگی ضعیف عضلات

    لکنت زبان

    رعشه

    خستگی بیش از حد

    مشکلات حافظه

    اختلال عملکرد مثانه

    فلج

    نابینایی

     

    4- درمان بیماری MS را به تاخیر نیندازید.

    درمان این بیماری شامل: کنترل علائم و بهبود زندگی بیمار است.

    در حال حاضر بسیاری از داروها، موجب کاهش شدت حملات MS و کاهش سرعت پیشرفت این بیماری می گردند.

    اگر به محض تشخیص این بیماری، درمان صورت نگیرد، موجب از کارافتادگی فرد می گردد.

     

    5- علائم MS را خودتان پیگیری کنید.

    در یک دفتر، نشانه های بیماری MS را بنویسید.

    به این وسیله به پزشک کمک خواهید کرد که پیشرفت بیماری را بداند و نیز بداند که آیا داروهای مورد استفاده برای شما مناسب است یا نه.

     

    6- از عوامل زیر پرهیز کنید.

    بیماری ام اس

    این عوامل بیماری MS را بدتر می کنند.

    خستگی شدید

    استرس

    سیگار

    تب

    حمام گرفتن با آب گرم  و یا در مکان های خیلی گرم بودن

    در معرض نور خورشید قرار گرفتن

    نوشیدن الکل

     

    7- دکتر ماهر و مجرب برای بیماری خود بیابید.

    وقتی که پزشک تشخیص بیماری MS را داد، باید به دنبال یک پزشک متخصص اعصاب که بیماران MS را نیز درمان می کند، باشید.

    این بیماری، یک بیماری مزمن است و نیاز به یک پزشک متخصص MS دارد.

     

    8- به درمان های طبیعی نیز توجه داشته باشید.

    علاوه بر داروهای شیمیایی که پزشک برای شما تجویز کرده است، ممکن است تمایل به درمان های طبیعی نیز داشته باشید. از جمله این درمان ها می توان به طب سوزنی، ماساژ، تای چی، یوگا و مکمل های غذایی اشاره کرد.

    بیشتر از 30 درصد افراد مبتلا به MS، از این درمان ها برای کاهش درد، استرس و خستگی استفاده می کنند.

     

    9- شغل و بیماری MS

    اگر مبتلا به بیماری MS هستید، ممکن است فکر کنید اگر کارفرمایتان بداند که مبتلا به این بیماری هستید، بر امنیت شغلی، گزینه های اشتغال و مسیر شغلی شما تاثیر بگذارد.

    قبل از گفتن به کارفرما، راجع به بیماری خود اطلاعات کافی کسب کنید و جای هیچ گونه ابهام را باقی نگذارید.

    اگر به محض تشخیص این بیماری، درمان صورت نگیرد، موجب از کارافتادگی فرد می گردد

    10- امید خود را از دست ندهید.

    گرچه در حال حاضر درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد، ولی درمان های جدید می توانند تسکین دهنده باشند. دانشمندان و محققان در حال بررسی روش های درمانی جدیدی می باشند.

     

    11- بیماری MS و گیاهخواران

    مطالعات نشان داده که بیماران مبتلا به MS، دچار کمبود ویتامین B12 می باشند. اگر فردی مبتلا به MS باشد و غذاهای حاوی ویتامین B12 را کم مصرف کند، زودتر دچار کمبود این ویتامین می شود. رژیم غذایی گیاهخواری ویتامین ب12 کمی دارد.

    علائم کمبود ویتامین B12 عبارت است از: خستگی، سردرد و از دست دادن حافظه. این ویتامین در گوشت، تخم مرغ، ماهی و لبنیات یافت می شود.

    ویتامین B12 برای انتقال دهنده های عصبی یک جزء مهم است. در غلاف میلین که اطراف فیبرهای عصبی را می پوشاند، ویتامین B12 وجود دارد.

     

    12- بیماری MS و ویتامین D

    یک مطالعه نشان داد که دریافت زیاد ویتامین D موجب کاهش علائم بیماری MS می شود.

    به 25 نفر بیمار مبتلا به MS، روزانه 14000 واحد بین المللی (IU) ویتامین D در مدت یک سال داده شد. بررسی ها نشان داد که 1 درصد از بیماران، عدم پیشرفت بیماری را نشان دادند. 

    یکی از منابع ویتامین D، نور خورشید است. افرادی که دور از خط استوا زندگی می کنند، ابتلا به بیماری MS در آن ها بیشتر است.

    این نکته را از یاد نبرید که افراد بزرگسال نباید بیشتر از 4000 IU ویتامین D در روز مصرف کنند.

    در صورت مصرف بیش از اندازه ویتامین D دچار عوارض زیادی می شوید، از جمله: تهوع، استفراغ، یبوست، بی اشتهایی، ضعف و کاهش وزن.

    در عین حال مصرف بیش از اندازه این ویتامین باعث می شود که کلسیم بدن زیاد شود و منجر به تشکیل سنگ کلیه گردد.

    بهتر است میزان مورد نیاز خود را از پزشک بپرسید.



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 شهریور 1392 06:41 ق.ظ

     

    خواص دارویی سنبل الطیب

    سه شنبه 12 شهریور 1392 07:48 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    سنبل الطیب یا علف گربه (نام علمی: Valeriana officinalis) گیاهی است که بوته ای استوار و چندساله دارد و در اروپا و بخش‌هایی از آسیا می‌روید. دارای ریشه‌ای کوتاه و بوته‌ای با ارتفاع بین ۵۰ تا ۱۵۰ سانتی متر می‌باشد.

    ریشهٔ این گیاه در طب سنتی ایران دارای ارزش دارویی است و از آن به عنوان آرام‌بخش اعصاب، خواب آور، ضد تشنج، درمان افسردگی، هضم کننده غذا و ضد دل‌پیچهاستفاده می‌شود.[۱]

    نام علف گربه برای این گیاه ناشی از ویژگی آن است که گربه‌ها را به خود جذب می‌کند و نوعی اثر روان گردان در آن‌ها دارد. این خاصیت به دلیل وجود آکتینیدین در عصارهٔ این گیاه است که به فرومون‌های بدن گربه‌ها شباهت دارد. این گیاه اثر مشابهی نیز بر روی موشهای صحرایی دارد. خواص درمانی سنبل الطیب (علف گربه) سنبل الطیب گیاهی است علفی و چند ساله که ساقه آن به طور عمودی تا ارتفاع دو متر بالا می رود. این گیاه به صورت وحشی در جنگل های کم درخت، در حاشیه جویبارها و گودال ها در بیشتر مناطق آسیا و ایران می روید.

    سنبل الطیب دارای بویی مطبوع است و گربه بوی این گیاه را از فاصل دور تشخیص داده به طرف آن می رود و در اطراف آن به جست و خیز می پردازد و از بوی آن مست می شود. گلهای سنبل الطیب برنگ سفید یا صورتی و به صورت خوشه ای است.

    قسمت مورد استفاده این گیاه ریشه آن است و معمولاً از ریشه گیاهی که بیش از سه سال عمر دارد استفاده می شود. سنبل الطیب پس از خشک شدن برنگ قهوه ای در می آید. طعم آن تلخ ولی خوشبو و معطر است. عطر آن پس از خشک شدن بیشتر می شود.

    ● ترکیبات شیمیایی ریشه سنبل الطیب حاوی ۱ درصد اسانس است. این اسانس درریشه تازه بیشتر است و به تدریج که ریشه خشک می شود مقدار اسانس آن کاهش یافته ولی بوی آن قوی تر می شود. اسانس تازه برنگ سبز مایل به زرد است ولی در اثر ماندن غلیظ می شود. آثار دارویی ریشه تازه آن سه برابر خشک شده آن است. سنبل الطیب باید در حرارت کم خشک شود و در حرارت بالا تمام اثر دارویی آن از بین می رود.

    ● خواص داروئی ریشه سنبل الطیب از نظرطب قدیم ایران گرم و خشک است خواص مهم آن به شرح زیر است. اثر ضد تشنج دارد، در رفع ناراحتی های عصبی و هیستری مفید است،ضد اسپاسم و آرام بخش است، تب بر است، بیخوابی را درمان می کند، ضد کرم معده و روده است، ضد هیجان است، میگرن را برطرف می کند، برای برطرف کردن دلهره، تشویش و نگرانی مفید است، در درمان بیماری مالیخولیا اثر مفید دارد، در برطرف کردن درد سیاتیک موثر است، سکسکه مداوم را از بین می برد، درد سینه را برطرف می کند، استفراغ را برطرف می کند، در معالجه مرض قند موثر است، گرد سنبل الطیب را روی زخم ها بپاشید التیام یابند.

    ● طرز استفاده ۱) گرد سنبل الطیب: ریشه سنبل الطیب را خرد کرده و در حرارت ۴۰ درجه خشک کنید. سپس آنرا آسیاب کنید و از الک ریز در کنید. گرد آن به عنوان ضد تشنج به کار می رود. مقدار مصرف آن ۵-۱۰ گرم در روز است.

    ۲) مخلوط سنبل الطیب: ۴ گرم گرد ریشه سنبل الطیب را با ۴ گرم رازیانه و ۴ گرم قند سائیده و مخلوط کنید،این مخلوط را چهار قسمت کرده و در طول روز به فواصل مساوی بخورید.

    ۳) تنتور والریان: ۱۰۰ گرم ریشه سنبل الطیب را خرد کرده و در نیم لیتر الکل طبی ۶۰ درجه بریزید و بگذارید بماند. هر روز چند بار آن را بهم بزنید و پس از ۱۵ روز آنرا صاف کرده و در شیشه دربسته نگهداری کنید .مقدار مصرف آن ۱۰-۳۰ قطره می باشد.

    عملکرد صحیح دستگاه عصبی مرکزی به وسیله رسپتورهایی(گیرنده هایی) در مغز که به نام رسپتورهای گابا نامیده می شوند، تنظیم می شود. بر اساس مطالعات آزمایشگاهی مشخص شد که سنبل الطیب می تواند اتصالات این رسپتورها را ضعیف و سُست نماید. به این ترتیب، مکانیسم عمل و اثربخشی آن تا حدودی مشخص شد. در حقیقت این اطلاعات توضیح می دهد که چرا سنبل الطیب می تواند به افراد کمک کند تا به راحتی استرس و نگرانی را از خود دور نمایند.

    در مطالعات مختلفی نشان داده شد که این گیاه اثر درمانی موثری بر روی افرادی که دارای درجات مختلفی از بیماری بی خوابی می باشند، دارد. به طور کلی سنبل الطیب موجب می شود که خواب با آرامش زیادی همراه باشد و همچنین گذر به مرحله خواب راحت تر صورت پذیرد. اما در این مطالعات چیزی مبنی بر اینکه این گیاه موجب افزایش کل زمان خواب می شود، مشاهده نگردید.

    دو تحقیق دیگر نیز در این زمینه انجام شد. در این مطالعات نیز نشان داده شد که ترکیب سنبل الطیب با بادرنجبویه (Lemon Balm) در بهبود کیفیت خواب و در درمان بیماری بی خوابی(Insomnia) موثر است. این گیاه برای اختلالات یائسگی و عادت ماهیانه مفید است. یکی دیگر از خواص این گیاه، داشتن منگنز است که برای درمان سفیدی مو از آن استفاده می شود. مقدار و زمان مصرف تعیین یک مقدار مشخص برای مصرف این گیاه، کار مشکلی است، اما در منابع مختلف علمی درباره گیاهان دارویی، چیزی حدود 1 تا 10 گرم است. اگر از عصاره تغلیظ شده ریشه گیاه سنبل الطیب(آن چه به طور معمول در قرص ها و کپسول ها وجود دارد و دارای حداقل 5/0 درصد روغن های فرّار است) برای درمان بیماری بی خوابی استفاده می کنید، باید آن را حدود 30 تا 60 دقیقه قبل از خواب مصرف نمایید. فراورده های خشک شده ریشه این گیاه که به صورت 5/1 تا 2 گرمی هستند، نیز باید 30 تا 60 دقیقه قبل از خواب مصرف شوند. برخی نیز این گیاه را با بادرنجبویه، رازک، گل ساعت و اسکالکَپ(در طب چینی کاربرد دارد) ترکیب کرده و مصرف می کنند. مصرف تازه این گیاه بهتر و موثرتر از مصرف ریشه خشک آن است.

    اثرات جانبی تحقیقات مختلف نشان می دهد که این گیاه هیچ گونه اثر مخربی روی توانایی افراد برای رانندگی و کار با ماشین آلات مختلف ندارد. تنها مورد گزارش شده، حمله قلبی شدید در مردی بود که سالیان دراز از سنبل الطیب به میزان 5 تا 20 برابر مقدار توصیه شده مصرف می کرده است و آن را به طور ناگهانی کنار گذاشته بود. به هر حال، هنگامی که سنبل الطیب بر اساس مقدار توصیه شده مصرف شود، منجر به اعتیاد و وابستگی به آن نخواهد شد. در مورد دیگری که در یک دانشجوی 18 ساله که قصد خودکشی داشت مشاهده شد، تنها علائم گزارش شده عبارت بودند از خستگی مفرط ، درد شکمی، رعشه و لرزش در دست ها و پاها. این فرد از 000/20 میلی گرم ریشه سنبل الطیب استفاده کرده بود که چیزی در حدود 40 تا 50 برابر مقدار توصیه شده است. به نظر نمی‌رسد که مصرف سنبل الطیب قبل از خواب موجب ایجاد مشکل در هوشیاری و تمرکز فرد در صبح شود. با این که تا کنون دلایل شناخته شده‌ای برای منع مصرف این گیاه در بارداری و شیردهی گزارش نشده است، اما بی خطر بودن آن نیز به اثبات نرسیده است. بنابراین باید در مصرف آن احتیاط کرد. ● مضرات چون سنبل الطیب برای کلیه مضر است باید آنرا با کتیرا خورد. [۲]


    آخرین ویرایش: - -

     

    ارغوان از هوشنگ ابتهاج

    یکشنبه 10 شهریور 1392 12:15 ب.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    رغوان شاخه همخون جدا مانده من 

     آسمان تو چه رنگ است امروز؟

    آفتابی ست هوا؟ 

    یا گرفته است هنوز ؟

    من در این گوشه كه از دنیا بیرون است 

     آفتابی به سرم نیست

     از بهاران خبرم نیست 

    آنچه می بینم دیوار است

    آه این سخت سیاه 

    آن چنان نزدیك است

     كه چو بر می كشم از سینه نفس 

    نفسم را بر می گرداند

    ره چنان بسته كه پرواز نگه 

    در همین یك قدمی می ماند

     كورسویی ز چراغی رنجور 

    قصه پرداز شب ظلمانی ست

    نفسم می گیرد 

     كه هوا هم اینجا زندانی ست

     هر چه با من اینجاست 

     رنگ رخ باخته است

    آفتابی هرگز 

    گوشه چشمی هم

    بر فراموشی این دخمه نینداخته است 

    اندر این گوشه خاموش فراموش شده

    كز دم سردش هر شمعی خاموش شده 

    باد رنگینی در خاطرمن

    گریه می انگیزد 

    ارغوانم آنجاست

     ارغوانم تنهاست 

    ارغوانم دارد می گرید

    چون دل من كه چنین خون ‌آلود 

    هر دم از دیده فرو می ریزد

    ارغوان 

     این چه راز ی است كه هر بار بهار

    با عزای دل ما می آید ؟ 

     كه زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

     وین چنین بر جگر سوختگان 

     داغ بر داغ می افزاید ؟

    ارغوان پنجه خونین زمین 

    دامن صبح بگیر

     وز سواران خرامنده خورشید بپرس 

    كی بر این درد غم می گذرند ؟

     ارغوان خوشه خون 

     بامدادان كه كبوترها

     

    ارغوان شاخه همخون جدا مانده منبر لب پنجره باز سحر غلغله می آغازند 

    جان گل رنگ مرا

    بر سر دست بگیر

    به تماشاگه پرواز ببر

    آه بشتاب كه هم پروازان 

    نگران غم هم پروازند

    ارغوان بیرق گلگون بهار 

    تو برافراشته باش

    شعر خونبار منی 

    یاد رنگین رفیقانم را

     بر زبان داشته باش 

     تو بخوان نغمه ناخوانده من


    آخرین ویرایش: یکشنبه 24 شهریور 1392 10:23 ب.ظ

     

    خواص دارویی عناب

    چهارشنبه 6 شهریور 1392 11:16 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    عناب (Ziziphus zizyphus) درختچه‌ای است متوسط که ارتفاع آن تا ۱۰ متر نیز می‌رسد. عناب بومی مناطق گرمسیر بوده و برگ‌های کوچک سبزرنگ، بدون کرک و تخم‌مرغی شکل آن در زمستان می‌ریزد. میوهٔ زیتونی شکل عناب که دارای خواص دارویی بسیار زیادی می‌باشد در ابتدا سبز بوده و پس از رسیدن به رنگ قرمز درآمده و چروک می‌خورد.

    عناب را «خرمای قرمز» و «خرمای چینی» نیز می‌نامند [۱].

    پراکندگی[ویرایش]

    با توجه به کشت گستردهٔ عناب، رویشگاه اصلی این درخت به درستی مشخص نیست ولی چنین تصور می‌شود که خاستگاه طبیعی آن باید در آسیای جنوبی مابین لبنان، شمال هندوستان، شبه جزیره کره و جنوب و مرکز چین بوده باشد[۲]

    رویش[ویرایش]

    عناب درختچه‌ای است خزان‌پذیر که به صورت مستقیم و یا کج و معوج رشد کرده [۳] و ارتفاعی بین ۵ تا ۱۰ متر پیدا می‌کند[۴]. برگ‌های بیضی شکلش کشیده، بدون کرک و سبز براق بوده و حاشیه‌هایش دندانه‌دار می‌باشد[۴]. گل‌ها سبز متمایل به زرد و بسیار کوچک بوده، قطرشان به ۵ میلی‌متر می‌رسد و دارای ۵ گلبرگ ناپیدا می‌باشند. میوه‌های درخت بیضوی شکل و شفت بوده و طولشان به ۲-۳ سانتی‌متر می‌رسد. عناب نارس سبز و لغزنده بوده و طعمی شبیه به سیب دارد که پس از رسیدن به رنگ قرمز تیره درآمده و چروک می‌خورد [۱]. میوهٔ عناب که هسته‌ای دراز و باریک دارد در پاییز به طور کامل می‌رسد. مزهٔ آن شیرین، خوراکی بوده و دارای خاصیت دارویی می‌باشد.

    عناب تازه

    مصارف خوراکی[ویرایش]

    میوهٔ خشک‌شدهٔ عناب

    در بریتانیا عناب را به صورت خشک‌شده و یا به صورت آب‌نبات‌های طعم‌دار همراه با چای عصر میل می‌نمایند. در کره،چین و تایوان، شربت شیرین میوه عناب را مورد استفاده قرار می‌دهند. در برخی مناطق از عناب برای تهیهٔ سرکه استفاده می‌شود و در آفریقا از آن کیک درست می‌کنند. عناب کنسرو شده و چای با طعم عناب نیز در جهان استفاده می‌شود اما در ایران، پاکستان و هندوستان، عناب را بیشتر به صورت خشک شده استفاده می‌نمایند [۱].

    خواص دارویی[ویرایش]

    عناب آرامش‌بخش و ضد بدخلقی است و در طب سنتی چین و کره از آن به عنوان دارویی که سبب کاهش اضطراب می‌شود و تقویت کننده معده و طحال و سیستم گوارشی است استفاده می‌کنند. عناب خون را تصفیه و سموم را از بدن دفع می‌کند، سبب روشنی پوست شده و از بروز مشکلات قلبی جلوگیری می‌نماید[۱].

    عناب ملین و دارای لعاب بسیار است و سینه را نرم می‌نماید [۳]. استفاده از مغز میوه در زخم‌ها و بریدگی‌ها سبب سرعت بخشیدن به بهبود آنها می‌شود[۱]. عناب همچنین دندان‌ها را در برابر پوسیدگی مقاوم می‌سازد[۴]. چای عناب دارای ماده ضدسرطانی ساپونینز است. این چای باعث ترمیم بافت‌های آسیب دیده و تقویت عضلات می شود.


    آخرین ویرایش: - -

     

    غذا

    سه شنبه 5 شهریور 1392 04:06 ب.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    مواد لازم : سینه مرغ بزرگ   ٢ عدد               
    قارچ  ١ پیمانه 
    فلفل دلمه  نصف پیمانه 
    پیاز  ١ عدد 
    سیب زمینی متوسط  ٢ عدد 
    پنیر مازارولا یا چدار یا مخلوط از هردو رنده شده  ١ پیمانه 
    نمک،فلفل،دارچین،زعفران ،زردچوبه 
    مواد لازم برای سس سفید :
    شیر  ١ پیمانه و نیم  
    خامه نصف پیمانه 
    کره  ١ قاشق غذاخوری
    آرد  ٢ قاشق غذاخوری 
    سیب زمینی ها رو به صورت حلقه ای برش زدم و با شیر و خامه و کمی نمک گذاشتم بپزن. زیاد نپوختم تا له بشن کمی نرم بشن کافیه چون داخل فر هم میپزن.
    پیاز رو خلالی خرد کردم. سینه مرغ ها رو به تیکه های کوچیک مربع خرد کردم. اول پیاز رو با زردچوبه کمی تفت دادم تا سبک بشه و رنگش تغیر کنه. مرغ ها رو بهش اضافه کردم و ادویه زدم و مرغ ها رو خوب تفت دادم. قارچ و فلفل دلمه رو اضافه کردم و گذاشتم جا بیوفته و آب قارچ تبخیر بشه.
    برای سس سفید ارد رو با کره تفت دادم و کم کم بهش شیر اضافه کردم و گذاشتم کمی غلیظ بشه و بعد خامه رو اضافه کردم و گذاشتم تا مثل سس غلیظ بشه.
    یه ظرف پیرکس رو چرب کردم و یک لایه سیب زمینی چیدم روش سس سفید و از مواد مرغی روش ریختم و روی اون پنیر ریختم و همین کار رو ادامه دادم تا مواد تموم بشن. داخل فر از قبل گرم شده با درجه حرارت ٣۵٠ درجه فارنهایت مدت ٢٠ تا ٢۵ دقیقه قرار دادم تا پنیر ها آب بشن و تغیر رنگ بدن بعد به مدت ١٠ دقیقه آخر کار گریل رو روشن کردم و بعد از فر در آوردم. فوق الاده خوشمزه بود. نوش جان.



    آخرین ویرایش: سه شنبه 5 شهریور 1392 05:59 ب.ظ

     

    لالایی عاشورایی از رحمان دوست

    یکشنبه 3 شهریور 1392 11:00 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    مدینه بود و غوغا بود

    اسیر دیو سرما بود

    محمد سر زد از مکه

    که او خورشید دلها بود

    لالا خورشید من لالا

    گل امید من لالا

    خدیجه همسر او بود

    زنی خندان و خوشخو بود

    برای شادی و غمها

    خدیجه یار خوشرو بود

    لالالا شادیم لالا

    غمم آبادیم لالا

    خدا یک دختر زیبا

    به آنها داد لالالا

    به اسم فاطمه , زهرا

    امید مادر و بابا

    لالالا کودکم لالا

    قشنگ و کوچکم لالا

    علی داماد پیغمبر

    برای فاطمه همسر

    برای دختر خورشید

    علی از هر کسی بهتر

    چراغ خانه ام لالا

    گل دردانه ام لالا

    علی شیر خدا لالا

    علی مشکل گشا لالا

    شب تاریک نان می برد

    برای بچه ها لالا

    لالا مشکل گشای من

    گل باغ خدای من

    حسن فرزند آنها بود

    حسن مانند بابا بود

    شهید زهر دشمن شد

    حسن یک کوه تنها بود

    لالا کوه بلند من

    شراب و شعر و قند من

    علی فرزند دیگر داشت

    چوانی کوه پیکر داشت

    همیشه حضرت عباس

    به لب نام برادر داشت

    لالا نازک بدن لالا

    عصای دست من لالا

    گل پر پر حسینم کو ؟

    گل سرخ و گل شب بو

    کنار رود و لب تشنه

    تمام غنچه های او

    لالالا غنچه ام لالا

    لالالالا گل فردا

    حسین و اکبرم لالا

    علی اصغرم لالا

    کجایی عمه جان زینب

    سکینه دخترم لالا

    لالالالا گل لاله

    نکن گریه نکن ناله

    شبی سرد است و مهتابی

    چرا گریان و بی تابی ؟

    برایت قصه هم گفتم

    چرا امشب نمی خوابی ؟

    لالالا جان من لالا

    گل باران من لالا


    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 08:17 ب.ظ

     

    غزل ا ز شهریار

    شنبه 2 شهریور 1392 07:50 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجانسر تو باشی در میان هر جا که آمد پای جان…
    ای که دور از دامن مهر تو نالد جان منچون شکسته بال مرغی در هوای آشیان..
    تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان توپور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان
    اختلاف لهجه، ملیت نزاید بهر کسملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان
    گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه ایصبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان!
    بیکس است ایران، به حرف ناکسان از ره مروجان به قربان تو ای جانانه آذربایجان….
    با خطی برجسته در تاریخ ایران نقش بستهمت والای سردار مهین ستارخان
    این همان تبریز کامثال خیابانی در اوجان برافشاندند بر شمع وطن پروانه سان…
    این همان تبریز کز خون جوانانش هنوزلاله گون بینی همی رود ارس، دشت مغان…..
    یاشاسین آذربایجان.یاشاسین آنا یوردوم ایران.


    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 08:05 ب.ظ

     

    شعر

    جمعه 1 شهریور 1392 08:27 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    ه ی بی وفایی

    سراغ از من نمی گیری گل نازم

    نمی شناسی صدای کهنه ی سازم

    نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه

    نمی دونی مگه با غصه دم سازم

    نمی دونی مگه با غصه دمسازم

    صدام لرزون چشام گریون

    هوای گریه داره این دل سردم

    شبا تو کوچه پر ماتم پاییز

    به دنبال چراغ خونه می گردم

    به دنبال چراغ خونه می گردم

    سراغ از من نمی گیری نگیر اما

    فراموشم نکن پروانه زیبا

    سرود بی وفایی را چرا خوندی

    مگه لالایی هامو برده ای از یاد

    نذار یادت بره پروانه زیبای من روزی

    شده قلبی اسیر خونه ی غم ها

    سراغ از من نمی گیری گل نازم

    نمی شناسی صدای کهنه ی سازم

    نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه

    نمی دونی مگه با غصه دمسازم

    نمی دونی مگه با غصه دمسازم


    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 08:05 ب.ظ

     

    غزلی از ملک الشعرای بهار

    جمعه 1 شهریور 1392 06:52 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    یا که به راه آرم این صید دل رمیده را
    یا به رهت سپارم این جان به لب رسیده را
    یا ز لبت کنم طلب قیمت خون خویشتن
    یا به تو واگذارم این جسم به خون تپیده را
    کودک اشک من شود خاک‌نشین ز ناز تو
    خاک‌نشین چرا کنی کودک نازدیده را؟
    چهره به زر کشیده‌ام، بهر تو زر خریده‌ام
    خواجه! به هیچ‌کس مده بندهٔ زر خریده را
    گر ز نظر نهان شوم چون تو به ره گذر کنی
    کی ز نظر نهان کنم، اشک به ره چکیده را؟
    گر دو جهان هوس بود، بی‌تو چه دسترس بود؟
    باغ ارم قفس بود، طایر پر بریده را
    جز دل و جان چه آورم بر سر ره؟ چو بنگرم
    ترک کمین گشاده و شوخ کمان کشیده را
    خیز، بهار خون‌جگر! جانب بوستان گذر
    تا ز هزار بشنوی قصهٔ ناشنیده را
    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 08:05 ب.ظ

     

    اشنایی با خواص دارویی خار مریم

    پنجشنبه 31 مرداد 1392 08:45 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     

    ۵۴۶۷۰۵۴۶۵۴.jpg

    خار مریم به رفع علایم هپاتیت، سیروز و حالات التهابی کبد کمک می کند. خار مریم یکی از مهمترین گیاهان دارویی معروف به درمان اختلالات کبدی محسوب می شود. حتی یونانیان باستان نیز می دانستند که خار مریم در درمان یرقان مفید است.

    پزشکان قرون وسطی از این گیاه در درمان ناراحتیهای کبد و سایر ناراحتیها استفاده می کردند و مادران شیرده نیز از برگ خار مریم برای افزایش شیر خود برای تغذیه کودکشان استفاده می کردند.

    میوه خار مریمحاوی عنصر فعالی به نام “سیلی مارین” است. سیلی مرین ترکیبی حفاظت کننده از کبد در درون خار مریم است. این عنصر سلولهای آسیب دیده کبد را که در اثر الکل و سایر مواد سمی صورت می پذیرد ترمیم می بخشد. عنصر مزبور از نابودی سلولهای جدید کبد در اثر مواد مشابه پیشگیری می کند.

    معرفی گیاه

    خار مریم اصالتاً بومی منطقه مدیترانه است. این گیاه امروزه در سرتاسر نقاط دنیا از اروپا تا آسیا و از آفریقا تا آمریکای شمالی گسترده شده است. این گیاه تنومند معمولاً در مناطق خشک و آفتابی رشد می کند. ساقة‌ این گیاه در قسمتهای فوقانی خود شاخه می دهند و ارتفاع و طول این گیاه از ۴ تا ۱۰ پا می رسد.

    برگهای این گیاه پهن و دارای خالها یا رگه های سفید است. گلهای آن قرمز ارغوانی است. میوة ریز و پوست سفت آن قهوه ای، لک دار و براق است. این گیاه به آسانی رشد می کند و در طول کمتر از یک سال به سرعت به بلوغ می رسد.

     ۴۵۶۵۴۶۴۵۶۴.jpg

    ترکیبات گیاه

    فرآورده های این گیاه از تخمهای داخل میوه تهیه می شوند. تخمهای آن حاوی ۱/۵ تا ۳ درصد سیلی مارین است. سیلیمارین در واقع از گروهی از عناصر به نام فلاون لیگناند تشکیل شده است. مهمترین فلاون لیگنان همانا “سیلی بارین” (که گاهاً به آن سیلی بین گفته میشود) است. سایر عناصر فلاون لیگناند موجود در سیلی مارین عبارتند از: ایزوسیلابین، دی هیدروسیلی بین، سیلی دیانین و سیلی چرستین.

    اشکال موجود

    * انواع کپسولهای استاندارد تهیه شده از خار مریم خشک (هر کپسول حاوی حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ میلی گرم سیلی مارین است).

    * چندین نوع چای حاوی عصاره استاندارد.

    * عصاره مایع.

    * تنتور.

    ۵۴۶۴۶۵۴۶۴.jpg

    نحوه مصرف

    خار مریم از آسیب دیدگی کبد در اثر مواد شیمیایی خطرناک و الکل جلوگیری می کند. سیلی مارین ضد اکسید به مراتب قویتر از ویتامین C , E عصاره های استاندارد خار مریم در درمان سیروز کبدی، هپاتیت B مزمن، بیماریهای الکلی مزمن کبد و آسیبهای وارده بر کبد در اثر مواد سمی مؤثر است.

    سیلی مارین مؤثرترین عامل خنثی کننده مسمویت مرگ بار ناشی از خوردن قارچ سمی است. عصاره استاندارد این گیاه می تواند در صورت مصرف آن ۱۰ دقیقه بعد از خوردن قارچهای مرگبار (Amanito Phalloides) از مسمومیت مربوط پیشگیری کند. اگر قارچ شمی خورده اید یا هرگونه ماده سمی مصرف کرده اید فوراً همیشه خود را به پزشک برسانید.

    اگر با مشکلات و ناراحتی کبد دست به گریبان هستید یا اگر الکل زیاد مصرف می کنید (یا در گذشته زیاد مصرف می کردید) پزشک معالج شما احتمالاً مصرف خار مریم را توصیه خواهد کرد. این گیاه می تواند در رفع عارضه کبد در صورت مصرف زیاده از حد استامینوفن (مسکن غیر آسپیرینی) مؤثر باشد. گیاه خار مریم همچنین در افزایش میزان جریان صفرا مؤثر است و به کاهش علایم بیماری پسوریازیس کمک می کند. لازم است از کپسولهای استاندارد استفاده کنید. این توصیه بدان خاطر است که سیلی مارین موجود در تخم خار مریم را نمی توان به راحتی جذب کرد.

    سیلی مارین در صورت متمرکز بودن به سرعت وارد سیستم بدن شما میشود و این ماده به صورت کپسول از فشردگی بیشتری برخوردار است. از مصرف عصاره های الکل اجتناب کنید. میزان مصرفی توصیه شده این گیاه عبارت از مصرف روزانه ۱۲ تا ۱۵ گرم گیاه خشک (۲۰۰ تا ۴۰۰ میلی گرم سیلی مارین) است. اگر بنا به آسیب دیدگی کبد از خار مریم استفاده می کنید (آسیب دیدگی ناشی از الکل،‌ انواع دارویا مواد شیمیایی)، میزان توصیه شده مصرف روزانه سه بار ۱۲۰ میلی گرم گل خار مریم (حدود سه کپسول) است.

    شکل جدیدی از خار مریم به نام کمپلکس سیلمارین- فسفوتیدیل کولین نیز وجود دارد. این نوع ماده دارویی بهتر از خار مریم استاندارد جذب بدن میشود. در آزمایشهای بالینی این داروی جدید به تنهایی بهتر از سیلمارین در درمان اختلالات کبد عمل کرده است. فسفاتیدیل کولین به عنوان عنصر اساسی در غشاء سلول به سیلمارین کمک می کند تا به راحتی به غشاء سلول بچسبد. این حالت از ورود و نفوذ مواد سمی به درون سلولهای کبد جلوگیری می کند. دوز مصرفی توصیه شده از کمپلکس سیلمارین-فسفاتیدیل کولین عبارت است از مصرف روزی ۲ بار ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلی گرم.

    ۵۴۶۷۰۵۴۶۵۴.jpg

    نکات احتیاطی

    سازمان دارو و مواد غذایی آمریکا خار مریم را به عنوان یک مکمل غذایی منظور کرده است و از اینرو هیچ محدودیتی در استفاده از آن وجود ندارد. اگر طبق دستور مصرف، این گیاه دارویی را مصرف کنید هیچ خطری متصور نیست. گاهی اوقات این گیاه اثر ملین خفیف دارد. اگر چنین حالتی رخ دهد، مقداری از مواد فیبری نظیر قند، پسیلیوم، سبوس جو یا پکتین میل کنید. مصرف این نوع فیبر باید از شلی مدفوع و هر نوع ناراحتی گوارشی را برطرف کند.

    تداخل های احتمالی

    خار مریم را می توان در کنار سایر گیاهان دارویی، مکملهای غذایی وداروها مصرف کرد. باید از پزشک معالج خود در خصوص میزان مصرف خار مریم در صورت ابتلا به اختلال و ناراحتی کبد یا هر نوع وضعیت درمانی حاد سؤال کنید


    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 08:04 ب.ظ

     

    درباره خواص درمانی شقاقل

    چهارشنبه 30 مرداد 1392 06:54 ق.ظنویسنده : مرضیه جلال کمالی

     
     شقاقل، از نوع سبزی‌جات ریشه‌ای و متعلق به خانواده هویج است. شکل این گیاه مانند هویج است اما پوست آن کم رنگ‌تر است. شقاقل، از زمان‌های قدیم مورد مصرف قرار می‌گرفته است.

    این گیاه منبع غنی از آنتی‌اکسیدان، ماده معدنی، فیبر، ویتامین A و مقدار کمی ویتامین‌های دیگر است. این گیاه که نسبت به هویج ویتامین بیشتری دارد، حاوی مقدار زیادی پتاسیم است.

    خواص این گیاه:

    - اسیدفولیک موجود در آن، بیماری قلبی را کاهش می‌دهد و مانع شکستگی استخوان بر اثر پوکی استخوان می‌شود.

    - مصرف آن به بیماران کلیوی، سلولیت و چاقی مفرط توصیه می‌شود.

    - از آن جا که شقاقل منبع عالی ویتامین C و نیاسین است، سیستم ایمنی بدن، سیستم گوارشی، پوست و عصب را تقویت می‌کند.

    - میزان زیاد فیبر موجود در آن، در کاهش کلسترول و حفظ قند خون نرمال موثر است.

    - فشار خون بالا، یبوست و ناراحتی های متعدد قلب را کاهش می‌دهد.

    - خطر نقص جنین را در زنان باردار پایین می‌آورد.

    - با بهبود عملکرد برونشیتی، به بیماران مبتلا به آسم کمک می‌کند.

    - ریشه آن خاصیت ادرار آور و آنتی‌اکسیدان دارد.

    - مصرف این گیاه به افرادی که از کم خونی رنج می‌برند، توصیه شده است.
    آخرین ویرایش: یکشنبه 3 شهریور 1392 08:04 ب.ظ

     

    تعداد کل صفحات ( 3 ) 1 2 3
     
    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic